‏نمایش پست‌ها با برچسب حق وباطل ، دل نوشته. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حق وباطل ، دل نوشته. نمایش همه پست‌ها

وقتی با ما این طور برخورد میشه ..........

دیروز یکی از دوستام که مدیر دبیرستانیه بهم زنگ زد که یکی از معاونین اداره بهش گفته « مانتوی سبز می پوشی ، این کار رو نکن به اداره خبر دادن !!!!» قبلش مدیر خودم دوباره بهم اخطار داد که توی مدرسه صحبت سیاسی نباشه چون از اداره به ایشون هم اخطار داده شده !!! .....



به هر دو شون گفتم اداره سیاستش بر اینه که با اخطارهای اینجوری کاری کنه که توی مدارس بحث سیاسی نباشه و مدیرها رو دارن اینجوری می ترسونن .....


آخه کجای این کارها درسته ؟ !!! ..... کجای دین گفته نظرت رو نگو ؟ !! ..... کجا باید حرف زد ؟ !! ...به کی باید حرف زد ؟ !!! ...... من نمیدونم حرف دل رو پیش دوست هم اگه نباید برد کجا باید گفته بشه .....

میدونم که بسیاری از ادارات دولتی ما چنین وضعی رو دارن ...... مسئله اغتشاش یه چیزه ، مسئله مطرح کردن درد ، یه چیز دیگه ......

انگار قراره فقط بگیم " بله شما درست می گید " ، " شما درست عمل میکنید " ، " هر چیزی که شما میگین صحیحه " و ..... بابا این برخورد آراست که باعث رشد میشه ، وگرنه حیوانات ! سخنگو بسیارند !!! ......
دیگه نمیشه توی چنین جوی کار کرد ، شده عین زمان شاه که همه رو می ترسوندن که ممکنه بقال محله تون هم ساواکی باشه ، مملکت رو پر کردن از اطلاعاتی ها ، بابا انقلاب کردیم که از حق شهروندی برخوردار باشیم ، انقلاب کردیم ظلم نباشه ، انقلاب کردیم اصول و فروع دین رو پیاده کنیم ، انقلاب کردیم برگردیم عقب ؟ !!......

امروز توی مدرسه شورا داشتیم ، بنا به دستور اداره باید شعار سالی برای مدرسه تعیین می کردیم تا همه ، اعم از دانش اموز و کادر در راستای این شعار !!! تا پایان سال عمل کنند .!! .... مثل سالهای گذشته !!!!!!!!!! .چند کلمه کلیدی این جمله اینها شد : ارزشها ، منویات رهبری ، اصلاح الگوی مصرف و رسیدند به فعل !! ...... یکی گفت پاس بداریم ، یکی گفت احیا کنیم ، یکی گفت عمل کنیم ، یکی گفت رشد دهیم !!! که دیگه صدای من در اومد گفتم بابا ما ارزشهامون رو فراموش کردیم ، اونوقت چه جوری قراره رشدش بدیم ؟ !!! .........دانش اموز ما از ارزشها هیچی نمیدونه ، اون وقت تو فکر رشدشیم ؟ !!

معلم این مملکت وقتی انقدر آزاد نیست که اظهار عقیده بکنه که هیچ ( توی سرش رو بخوره ) ، انقدر ازاد نیست که رنگ مانتوش رو خودش تعیین کنه ، اونوقت قراره ارزشها رو رشد بده ؟ !!!......

از بس توی تمام این سالها شعار دادند ، یاد گرفتیم که ما هم شعار بدیم ، عمل در کار نیست ، توی پست قبلی همکار عزیزم خوب نوشته بود از شرمندگی مون در برابر قر ان ، اونجا هم شعار میدیم ، کیه که درست عمل کنه ......... وقتی آموزش و پرورش مملکتی راه اشتباه در پیش گرفت باید فاتحه ی اون مملکت رو خوند .... تربیت تمامی نیروی انسانی هر کشوری برعهده آ . پ اون مملکته ، دکتر و مهندس و عمله همه مدرسه رفتن و چند کلاسی رو کمتر و بیشتر گذروندن ... وقتی با ما این طوری برخورد میشه ، وااای به حال بقیه ...

88/6/11

قانون برای همه یکسان است

امروز بعد این همه رفت و آمد و گرفتن سبقت های بی جا و سرعت های غیر مجاز ، توی ترافیک ! اتوبان آزادگان ، به یه تریلی رسیدیم و انچه نباید میشد ، شد ....... زنگ زدم افسر اومد و با اجازه تون با اینکه تریلی از پشت به ما زده بود ، ما رو مقصر دونست و گفت برو خدا رو شکر کن !! ...... بعدش گفت با این آقا ( راننده ) کاری نداری ؟ گفتم نه ، ولی با شما کار دارم ، فکر نمیکنین منصفانه قضاوت نکردین ؟ گفت : نه . کل کل کردن بیمورد بود ، راننده خودش اومد گفت خانم ، اگه ناراضی هستین من مبلغی رو پرداخت کنم ، گفتم نه ، اگه من مقصرم که نیاز به پرداخت چیزی نیست و تموم شد .....به همین سادگی !!! .......


اما جالبه که ، ما برای راهنمایی و رانندگی ، قانون داریم و افسر، قاضی و همه باید تن به دستور این قاضی بدن ، اما این مملکت قانونی نداره ، که بابا ، همین جور ملتی رو می گیرین و می برین و بدون هیچ حکمی دستگیر می کنین ، توی خیابون و بیابون و فرودگاه ، صدای مردم اگه در اومد ، کشتنشون دیگه چیه ؟ !! ....... خوب حالا زدی کشتی ، خونبها نباید پرداخته بشه ؟ !!! ..... بابا این همه جوون ، پدر و مادر دارن ، خون که همین جور رو زمین نمی مونه ، خون دامن گیر میشه ، خون نفرت میاره ، چرا باید این جوری عمل کنیم ؟
امروز دیدم ابطحی توی آخرین مطلبی که از زندان برای وبلاگش فرستاده ، نوشته بود : « ما رو به سیاست چکار» ؟ !!! خیلی برام جالب بود ، آدم رئیس دفتر رئیس جمهور باشه ، اهل سیاست باشه ، آخوند باشه ، از همه ی اصول دین خبر داشته باشه ، بدونه سیاست ما عین دیانت ماست !، و اون وقت با یه زندان ، اینجوری بنویسه !!! ....... چه می کنه این زندان !!!! .......چه می کنن این بازجو های مهربان و دانا !!! ....
اگه یه افسری پیدا می شد و می یومد بین این جناحها یه کروکی می کشید و فرد خاطی رو معرفی می کرد و اونا هم می پذیرفتن چی میشد ؟ !! ....
آخه ، دنیا چقدر ارزش داره که بخاطرش باید از آخرتمون بزنیم ؟ ......حق اجتماعی این مردم باید داده بشه ، ظلم باید محکوم باشه ولوبه یک نفر ، اینکه دیگه دستور اسلامه !!! ......
چطور به خودمون اجازه می دیم بگیم «حضور میلیونی مردم » و این رو نشون تصدیق مردم از «حکومت »محسوب می کنیم ؟ .....
حداقل یک میلیون در راهپیمایی بعد از انتخابات شرکت کردند ، به آنها هر چه خواستند گفتند ، هر کاری خواستند انجام دادند ، انسانیت کجاست ؟ ! ، اگرامام بود از این مسائل پیش امده راضی بود ؟ !
رفتار ناصحیح حکومت عامل اصلی دامن زدن به اغتشاشات بود ، مردم که کاری نداشتند ، حداقل مردمی چون من مثل جناب ابطحی (الان) با سیاست صنمی نداشتند ، ما که از پذیرش مسئولیت یک مدرسه هم سر باز میزنیم که قدرتی نداشته باشیم و با اداره ای و ادارجات ما را کاری نباشد ، چگونه است که هنوز بدون طرفداری از هیچ جناحی ، هنوز آرام و قرار نداریم ؟ !!!.... با گروه مثل ما چه می کنند ؟ !!! ...... و کم نیستند کسانی که حکومت اسلامی را قبول دارند و این فجایع را محکوم می کنند و منتظرند که حکم قاطعی از سوی رهبر با عاملین این جنایات صادر شود .
جالب است که می گویند مردم چون علاقه دارند که ببینند حکومت با سران حوادث اخیر چه می کند دادگاه آنها را علنی کرده ولی جنایتکاران کوی دانشگاه و کهریزک چون جرمشان سیاسی نیست غیر علنی دادگاهی میشوند ؟ ....... با جناب جزایری که دادگاه آخرش آن هم به اصرار مردم علنی شد چه کردند ؟ !!! ...... این همه اختلاس کننده معرفی شد ، سیاسی نبودند دادگاهشان علنی نشد و مردم نفهمیدند که بودند و چه شدند ، عاملین جنایت کهریزک را پس از حکم نهایی و مجرم شناختنشان معرفی می کنند و این سران بدون اینکه جرمشان محرز شده باشد با قیافه هایی این چنین در دادگاه حاضر میشوند ...نمونه ای ازعدالت اسلامی !!!! .......
خانم مهسا امر آبادی همسر مسعود باستانی که برای دستگیری همسرش گروگان گرفته شده بود و گفته بودند اگر همسرش ؛خودش را تسلیم کند او را آزاد می کنند ،درحالیکه بعد از تسلیم شدن همسرش باز ایشان بدون هیچ دلیل دو ماه بازداشت بودند در حالیکه" بار دار" بوده اند!! و شرایط زندان وآلودگی های موجود در آن حتی اگر بقبولانیم که هیچ فشار و شکنجه و تهدیدی نبوده برای یک زن باردار چه قدر خطرناک است!...باید بر شرف و غیرت و مسلمانی عده ای صلوات جلی بفرستیم ! تا دیر نشده ....
مولا علی (ع) در نامه 14 در نهج البلاغه می گویند : با آزار رسانيدن به زنان خشم ايشان را فروزان ننماييد اگرچه آبرويتان را ببرند و امام تان را دشنام دهند. همان طور که ما در زمان رسول خدا(ص) مامور بوديم که کاري به زنان اگرچه مشرک بودند نداشته باشيم. هرگاه در زمان جاهليت، مردي با سنگ يا چوبدستي بر زني حمله مي کرد او را تا آخر عمر و بعد از او فرزندانش را سرزنش و تمسخر مي کردند.
دمتان گرم ....... خوب مسلمانی را به تمام جهان نشان دادید ............
حکومت اسلامی به پشتوانه خون هزاران شهیدی بنا شد که می خواستند جامعه ای بنیان نهند که در آن از زور و زرو تزویر خبری نباشد ...... این جامعه ، همان مدینه فاضله است که آنها می خواستند ؟ !!! .....
گرچه این مسئله به این چهار سال بر نمی گردد ، ولی این زخمی است قدیمی که تازه سر باز نموده و اگر چاره جویی نشود بنیاد مان را از بین می برد . اگر به فکر حکومتیم ، بهترین راه آن است که قانون را پیاده نماییم و قانون برای همه یکسان است ......... کاش از شهامت در بین سردمدارانمان خبری بود ........ 8/6/88

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

به دنبال سخنان رهبر مبنی بر محاکمه عمال جنایت کهریزک ، امروز شنیدم که قاضی برکنار شده ، دوباره به کار گمارده شده است !!! ...... اگر چنین خبری صحت داشته باشد ، چگونه باید امید داشت بقیه ی عوامل به سزای اعمال خویش برسند ؟

از خبر مدرک دکترای تقلبی کامران دانشجو ، از افراد بی نام و نشان دفن شده دربهشت زهرا (که به نام معتادین و تصادفی های بی نام و نشان یک شبه و حدود 41 نفر را که خودم شمردم !!) ، از نامه ی ژیلا بنی یعقوب به بازجویی که وعده آزادی همسرش زودتر از خودش را داده و هنوز از وی خبری نیست و .....
کدام یک را باور کنیم ؟ !!! ...... رهبر گفتند که برایشان ثابت نشده که سران اصلاح طلب رابطه ای با انگلیس و امریکا داشته باشند ، گفتند که جنایتکاران به سزای اعمالشان خواهند رسید ولی در بوق و کرنا نخواهد بود ( گرچه دادگاه متهمان اخیر در بوق و کرنا بود ، گرچه این متهمان و نه مجرمان را بدون لباس مناسب و با دمپایی به دادگاه آوردند کاری که در هیچ کجای دنیا حتی با قاتلین محکوم به مرگ هم انجام نمیدهند چه رسد به یک فعال سیاسی چون بهزاد نبوی و .... این برایم همیشه جای سوال خواهد بود که اسلام دینی است که نمی خواهد آبروی مومنی بریزد و خداوند این اجازه را به هیچ کس نداده ، او حتی می گوید از خطاهایت به کسی نگو و فقط به خودم بگو ، چگونه است که حافظان حکومت اسلامی به خود این اجازه را می دهند که آبروی انسانهایی را ببرند که هنوز جرمشان محرز نشده ) ، با مقایسه آنچه دیده می شود و انچه که باید دیده شود و نمی شود ، چگونه باید به حقیقت پی برد ؟ ......
سایتهای حکومتی آنچه را می گویند که از صدا و سیما پخش می شود ، سایت های مخالف چیزهایی می گویند که شنیدنش برای هر مسلمان زجر آور است ، تکلیف چیست ؟ باید سرمان را پایین بیاندازیم و زندگی عادی را از سر بگیریم و سیاست را به سیاستمدارن واگذاریم یا نه ،باید فریاد بر آوریم که مسلمانی کجاست ؟ !
اگرآنچه دیده می شود و اشکال گرفته می شود برحق است باید پاسخ مناسب از سوی حکومت به آن داده شود ...... اگر نیست جوابی قاطع دهند که اعتماد مردم بازگردانده شود ......
این حق مردم است که بدانند در چه سرزمینی زندگی میکنند و تابعیت چه کسانی را دارند ؟ !!! ..... کجا پیامبر ، کجا علی (ع) از حق مردم برای نجات حکومت زدند ؟ !! ...... به قول محمد مطهری حفظ نظام به هر وسیله ؟ !!! امروز متنی از محمد نوری زاد (نویسنده مورد علاقه ام که قبلا در کیهان می نوشت و بعد بر اثر بیماری دیگر قلم نزد و بعد از بهبودی دیگر من کیهان خوان نبودم و خبری از ایشان نداشتم تا ساختن سریال جالبی که ابتکار زیبایی داشت و مقایسه ای داشت از زندگی امروز و زندگی افرادی چون ابوذر و ... که بسیار جالب و تاثیر گذار بود ) خواندم که برایم جالب بود ، شخصیتی چون نوری زاد این گونه بنویسد ........


آیا دولت احمدی نژاد دوام خواهد آورد؟ صورت ظاهر میگوید بله. ایشان به تکمیل کابینه خود خواهد پرداخت و با وزرای جدید، به سمت چهار سال پیش رو خیز خواهد برداشت. اما این فقط صورت ظاهر است. من آقای احمدینژاد را بخاطر آزادگیاش، بخاطر ذات مطلوب سفرهای استانی اش، بخاطر شجاعتش میستودم. و صد البته از او بخاطر ساده لوح بودنش، بخاطر نامتعادل بودنش، بخاطرعوامفریبیهایش، بخاطر نخبهگریزیاش، و بخاطر به باد دادن فرصتها و سرمایههای بی بدیل این ملک، رنجور بودم. انتخابات اخیر اما برای آقای احمدی نژاد دخمهها و درههایی تدارک دید که شخص ایشان نمی تواند فارغ از این دخمه ها و درهها سر به کار متداول خود فرو برد و به کارکرد دیرین خود سرگرم باشد.این چهار سال بلحاظ ماهیتی با چهار سال ابتدایی ریاست جمهوری وی تفاوتهای بنیادین دارد. دراین چهارسال، آقای احمدی نژاد اگر به گوش های خود پنبه هم فرو کند نمیتواند خواب راحت داشته باشد. دولت آقای احمدی نژاد درست زیرپای آتشفشاانی خانه کرده است که عنقریب فوران خواهد کرد. خستگی های فراوان کاری چهارسال اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد اگر طعمی ازخدمت و رضایت حقتعالی داشت، خستگی های این چهارسال دوم استخوانسوز خواهد بود. نه تنها طعم خوشی بااو نیست بلکه مزه گس ناله های مردم روحش را خواهد خراشید.اگر شخص آقای احمدی نژاد را عامل حادثه های خونین بعد از انتخابات ندانیم حتما شخص وی را مطلع لحظه به لحظه این فجایع خواهیم دانست. در قرآن ما، شخص مطلع و لب فرو بسته ، هیچ تفاوتی با عاملین یک مظلمه ندارد (وبلاگ گاه نوشتهای محمد نوری زاد) ........

واقعا چه باید کرد ؟ .... حق و نا حق را چگونه باید شناخت ؟ میزان کدام است ؟ ...... من که گیج گیجم ...... واقعا « هل من ناصر ینصرنی »؟ !!!
ماه میهمانی خداست ، هر شب از خدا می خواهم ،« تا سیه روی شود هر که در او غش باشد » ........
88/6/8

از یه بهشت زهرا شروع شد .....

امروز بعد از مدرسه می خواستم برم بهشت زهرا ، تقریبا 2 هفته بود که به بابا سر نزده بودم ، دیشب خوابش رو دیدم و صبح که بیدار شدم بهش گفتم امروز حتما میام پیشت .....شب قبل با خواهرم صحبت کرده بودم و قرار شد اگه خواست اونم بیاد مدرسه ، تا با هم بریم ....


خواهرم اومد و ما درست وقت اذان پیش بابا بودیم ، آبی ریختیم و فاتحه ای خواندیم و چون به سالن دعای ندبه نزدیکیم با شنیدن اذان برای اقامه نماز رفتیم به سالن دعای ندبه .......

سالها پیش صبح های جمعه برای خواندن دعا به اونجا میرفتم .... هنوز کامل نشده بود و خاک همه جاش پر بود ...... با ورودم یاد اون روزها افتادم ....

قبل از ورودم به قسمت خواهران ، در یک ویترین چشمم به عکس شهید شاه ابادی افتاد . جوان معصومی که کنار دوستش با هم شهید شده بودند یاد همه ی شهدا افتادم .

تقریبا سه صف طولانی از آقایون و خانمها تشکیل شده بود . برام جالب بود این وقت روز این همه آدم برای نماز اومده باشن برای اولین بار اونجا نماز رو به جماعت برگزار کردم ......قبلا فرادی نماز خونده بودم ...مخصوصا دی ماه 82 ، نماز صبح رو که بالای سر بابا فرش پهن میکردیم و توی برف نماز می خوندیم ...... چه روزهای غمگینی رو سپری کردیم ......

امروز روی قبری نوشته بود « آخرین نگاه تو ، آغازغم من بود » ....باز یاد بابا و اون روزها افتادم ... بعد از نماز ، دوباره برگشتیم پیش بابا و دعاهامون روخوندیم و رفتیم پیش عموم ..... بعد از اینکه داشتیم دور میزدیم یه تابلو توجه ام رو جلب کرد ، نوشته بود قطعات 300 تا 305 و فلش به سمت خارج از بهشت زهرا بود .......

به خواهرم گفتن اخیرا اعلام کردن که عده ای رو با یه کد توی قطعه 302 دفن کردن میای بریم ؟ !! ..... آبجی خانم سریع قبول کرد ..... منم دورزدم و رفتیم اون ور اتوبان بهشت زهرا !! و قطعه رو پیدا کردیم ..... جنازه ای رو تازه آورده بودند که دفن کنند و کمی شلوغ بود ...... قبرهای جدید و قبرهای خالی و اماده برای پذیرایی چشم دل رو به جاهایی برد که باید می برد .

ماشین رو پارک کردیم و دنبال قبر کد دار گشتیم !! ..... نیاز به گشتن نبود همون جلوی قطعه ، کاملا مشخص در دو قسمت مجزا ، پلاک سیاه رنگی شامل نام قطعه ، ردیف و شماره و به جای اسم کدی مثلا 2367 به چشم می خورد ....... شمردم چهل و خورده ای می شدند ...... آقایی با یک پسر جوان مثل ما کنجکاو ! هم اومده بود که مطمئن بشه چنین چیزی هست یا نه ؟ .....

من به طرف خانمی که معلوم بود تازه داغدار شده رفتم و بعد از تسلیت گفتن پرسیدم ایشون کی مرحوم شدن ؟ گفت پنجشنبه گذشته و خانم دیگری که همراهش بود پشت اون قبر رو نشون داد و گفت اینا قبل از ما بودن و بقیه اش توی همین هفته دفن شده ما که اومدیم اینجا تقریبا خالی بود ..... محل دفن این عده رو نشون دادم و گفتم اونجا هم تازه دفن شدن ؟ گفت آره ، همه ی اینجا تا اون هفته خالی بود .....

وقتی برگشتم دیدم خواهرم داره با اون آقا صحبت می کنه ، ایشون در انگلیس زندگی می کردن و از طریق بی بی سی مطلع شده بودن و اومده بودن ببینن صحت داره یا نه ؟ !!! ( چقدر مردم بیکار پیدا می شن ؟ !!!! فکر نکنین با خودمونم !)

حکایت اینا چیه رو نمی دونم ، فقط میدونم اگه جنایتی باشه به هیچ وجه چیز خوبی نیست ......

به هر شکل انتخابات با همه ی بدی هاش این خوبی رو داشت که سطح آگاهی های مردم رو افزایش داد ...... زمان قبل از انقلاب مردم اهل سیاست نبودند ، بعد از انقلاب حتی زنهای خانه دار هم از سیاست می گفتند ، الان با این انتخابات باز یه اتفاقی مثل اون موقع افتاد ...... دیگه نمیشه سر مردم رو گرم مرغ و گوشت کرد و هر کاری خواست انجام داد حداقل تا یه زمانی نمیشه .....

آدمایی مثل من هم پیدا میشن که می گن بالاخره با این مفسدین اقتصادی چه کردین ؟ !! ...... یه جایی باید اینا به سزای اعمالشون برسن ...... حالا هر کی می خواد باشه ، باشه ....

جناب حداد عادل گفتن یه تلنگری به این آقازاده ها بزنین ....... خوب بزنین چه اشکالی داره .پسر امام جمعه است که باشه ..... پسر پیغمبر هم ناتو از آب در اومد اینا که دیگه کسی نیستن ......

قرار بر این نباشه به بهانه ی حفظ حکومت هر کاری خواستن بکنن ، کسی انتقادی هم نکنه ، داد و بیداد هم راه نیاندازه ...... قبول دارم الان موقعیت خوبی نیست برای این حرفا ولی باید بدونن که اگه قانونه برای همه است .نه فقط برای آفتابه دزدا .......

اگه عدالت برقرار بشه دیگه کسی دنبال شایعه سازی نمی ره ...... از قدیم گفتن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ......

حفظ آبروی افراد مهمه که توی این انتخابات به اون هیچ توجهی نشد ....... جرم و جنایت به هر شکلش محکومه که توی این انتخابات فجیع ترینش اتفاق افتاد ...... ولی با همه ی این احوال افرادی چون حجاریان و رمضان زاده و ........ که سردمداری حزبی رو می کردن روسیاه شدن ...... حداقل باید پیش خودشون آبرویی داشته باشن اونم ندارن ....... الان هنوز دارن از اینکه مجبورشون کردن و ....دم می زنن ...... خانم آقای جلایی پور به زینب حجاریان لقب زینب زمانه رو داده !!!!! ولی تا کی این القاب پوچ و تو خالی می تونه توی دهنها باشه ...... مردم هوشیارتر از این حرفها هستن ....... برای چه زمانی دارن داد و بیداد می کنن ....... برای 4 سال بعد ؟ !!!! .........می گن جرقه این انقلاب 1342 خورده و 57 به بار نشست ...... منتظرن مثلا چه سالی این انقلابشون به بار بشینه ؟ !!! ......

فقط کمی به خودشون بیان ....... توی مردم بیان ....... ببین چه اقشاری ازشون حمایت می کنن ..... اگه صادقند بپذیرند برای مردم کار کنن .......

اون وری ها هم همین ور ....... کهریزک شایعه نبود .کوی دانشگاه شایعه نبود ...... بهشت زهرا ، سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان شایعه نیستند ، جوونهایی اند که به خاطر خود خواهی های عده ا ی الان سینه کش خاک خوابیدن شایعه نیستند حقیقت دارن ........ اگر پدر و مادرند خودشون رو جای این پدر مادرا بزارن ..... پدری که می گه بچه منو گرفتن و من به دنبال اون برای دادن آمپول انسولینش می رفتم و اجازه نمی دادن آمپولش رو بهش بدم !!! اینا یعنی عدالت حکومت اسلامی ؟ !!! .......

اگه با صفایند و بامرام !!! همه ی علاقه هاشون رو به مقام بزارن کنار و ببینن واقعا چطورمی تونن خدمتگزار این مردم باشند نه فقط به زبان ........
جناب ا.ن کمی فکر کنه ببینه داره چه کسانی راس امور مردم می زاره ...... از الان که فرهنگیان فاتحه خودشون رو خوندن ...... می گن اونایی که با سالماشون کار کردن اومدن وزیر شدن این جوری شدیم واااای به حال زمانی که رئیسمون از استثنایی اومده باشه !!! ......

البته اینا که مزاحه ولی امیدوارم کابینه دهم بتونه شایستگی بیشتری از دولت نهم نشون بده .... مقام و مرتبه ها از این خویشاوند به آن خویشاوند پاس داده نشه و علم ( همون چیزی که رهبر روی اون خیلی تاکید داشتن ) دستمایه ترقی برای بعضی ها نباشه که مجبور باشند برای رسیدن به مقام مدرک سازی کنند ..... امیدوارم افرادی شایسته بر سر کار بیان که همراهی و همگرایی شون !!نه به خاطر مسجد و منبر رفتن هاشون باشه و ریش داشتن هاشون و هم ولایتی بودنشون، بلکه تخصص و تجربه و شایستگی کافی در اون زمینه رو دارا باشند .

امیدوارم اینهایی که در زندانند بزودی آزاد بشن چون به اندازه کافی چوب ندانم کاری هاشون رو خوردن ..... خودشون فهمیدن چیزی در چنته ندارن .... ولی به هر شکل اونها پتانسیل های این مملکت هستند ، اگه اگاه شدن وجودشون خیلی بهتر از نبودشونه ، که باور دارم این افراد در فکر انقلاب مخملی نبوده اند .......چرا که خود از کسانی هستند که سهمی در انقلاب اسلامی داشته اند .... چرا که خود شاهد جان دادن بسیاری از جوانان این آب و خاک ، بر سر اعتقادات خویش ، بوده اند ....چطور می شود بهزاد نبوی قصد براندازی نظام را در سر داشته باشد ؟ !!! .... شاید منفعت طلبی ، مقام پرستی در سر داشته باشند ولی براندازی نه !!! .....

همش از یه بهشت زهرا رفتن شروع شد ..........

88/6/5

سخنان رهبر و آرامش من .....

امشب کمی آرامش گرفتم کمی دلم قرص شد . خدا روشکر که بالاخره رهبر حرفی زد . چه خوب گفت . همیشه عقیده داشتم رهبر چون پدر، نقش رهبری خانواده بزرگ خود را بر عهده دارد و چه خوب عمل کرد . از او پرسیدند از اشخاص پشت پرده ، از او پرسیدند از متهمان حوادث اخیر ، از او پرسیدند از اتفاقاتی که با آبروی نظام بازی می کند و چه خوب و چه آرامش بخش جواب دادند .


امروز در برنامه « این شبها » صحبت از ایجاد « باور» بود ، که یک باور چگونه شکل می گیرد ، که در ابتدا یک گرایش است و بعد در رفتار متجلی می گردد و این بستگی به فضایی دارد که فرد درون آن نفس می کشد و زندگی میکند .
باور بسیاری از ما را در این فضا به آن سو بردند که تقلبی عظیم صورت گرفته ( گرچه هنوز معتقدم تقلب صورت گرفته ولی نه با آن اختلاف که عنوان شد !!!) و حق هایی ضایع شده ، بزرگ نمایی بسیاری از حوادثی که شاید در تمامی دوران اتفاق افتاده و می افتد و خواهد افتاد . به قول دوستی می گفت اگر اصلاح طلبان سر کار بیایند ، برای اعتراف گرفتن از دشمنانشان ، انان را نوازش می کنند ؟ !!! ........ اصولی در سیاست حاکم است که همه از ان تبعیت می کنند ، مگر کسی علی می شود که بگوید با قاتلم چنین نکنید و حکمی بر او جاری نکنید که سزاوارش نباشد !! ..... کسی علی نمیشود .... این حکومت هم سعی دارد به سمت اسلامی شدن حرکت کند ولی هنوز تا برپایی عدالت سالهای نوری فاصله داریم . تا خودش بیاید .........
صحبت رهبر این بود که باید خوشبین بود . نباید بر اساس حدس و گمان حرکت کرد و این درس بزرگی بود . در ارتباط با حوادث اخیر ایشان افراد متهم را با عوامل خارجی مرتبط ندانستند و حداقل آن را اثبات شده نیافتند و این خود امیدی است که ایشان بتوانند این افراد را که بسیاری شان افرادی نخبه و تحصیلکرده می باشند را به جامعه جهت خدمت بازگردانند .
در خصوص کوی دانشگاه ، کشته شدگان و .... هم عقیده داشتند کارهای زشت و بدی صورت گرفته که باید رسیدگی شود ولی جار زده نشود که پای آبروی نظام در میان است .
نمیدانم کاش زودتر می گفتند . شاید هم جای گفتن این حرفها به گذر زمان نیاز داشت و الان جای صحبتش بود ، نمیدانم ، ولی هر چه بود خوب بود .......
وقتی به دادگاه چهارم نگاه می کردم و دفاعیات افراد را می دیدم علی رغم اینکه خود گفته باشند و یا به آنها دیکته شده باشد ، از آنها بدم آمد . اگر واقعا به عقایدشان پای بند بودند نباید حتی تا سر حد جان لب به خلاف عقیده می گشودند . مگر نبودند بچه هایی که در زندان شاه جان خود را از دست دادند .
حجاریان اگر خود را تئوریسن حزبش می دانست و معتقد به عقایدش بود با سه ماه شکنجه !! لب به اعتراف نمی گشود. !! .......
چه خوب است این زندانهای ما که افراد بعد از سه ماه کاملا توجیه می شوند . کاش این بازجوها در سطح کلان می توانستند بسیاری از افراد را به زندانها ببرند و آنها را ارشاد کنند !
کاش کمی شهامت از خود نشان میدادند ، خانواده هایشان چه رنجی می برند ! ... اصلا دلم نمی خواست جای انان باشم ....
رهبر از تاکید بر نقاط قوت گفتند ، ولی آیا اگر دولتی اشتباهات مکرری داشته باشد می توان ساکت بود و دم نزد ؟ !! ....... نمیدانم چرا با این جناب ا . ن نمیتوانم کنار بیایم ..... حرکات و تصمیم گیری هایش ناپخته و شتابزده و از سر احساس است ...... سخنانش بر دل نمینشد ، حرکاتش و سخنانش به مثابه این است که انگار جمعی را به سخره گرفته باشد ....... کاش فرد لایق تری بود که بر این مسند تکیه می زد ...... گرچه نظر رهبر بر ایشان است و بالطبع باید به فرمان رهبر گوش سپرد. ولی ، می شود فرزندی کاری را فقط به خاطر پدرش انجام دهد نه از روی میل و من نیز این چنین کنم گرچه خلاف میلم باشد.
88/6/4

رابطه سالم وبهداشتی علما و روشنفکران دینی!!



روشنفکران دینی و سنت گرایان واقعی مذهبی نشان داده اند که می توانند رابطه ای انتقادی

ولی سالم و بهداشتی داشته باشند و در شرایط حاضر نیزاین دو گروه میتوانند برای دفاع از


ماهیت رحمانی دین مبین اسلام وحمایت از حقوق شهروندان ایران با حفظ مواضع خود به صورت هماهنگ اما از دو

زاویه متفاوت به مبارزه با شبه بنیادگرایی دینی حاکم و افشای پیامدها و خطر تحمیل قرائت غیر دمکراتیک و قلب

ماهیت دین اسلام به مثابهی یکی از دو رکن فرهنگ و هویت ایرانی بپردازند.

وقایع دو ماهه اخیر، نمایانگر فرود تیغهای برهنه ی "بنیادگرای پادگانی" و خردگریز بر پیکره های هر دو نحله
سنتگرایان و نواندیشان دینی است.
بلافاصله بعد از اعلام نتایج غیر قابل باور برای انتخابات نیروهای امنیتی ونظامی نزدیک به آقای احمدی نژاد اقدام به
بازداشت گسترده روشنفکران دینی و اعضای احزاب منتسب به این تفکر کردند و در ادامه نیز وقتی مراجع سنتی اما
مستقل قم حاضر به تمکین از حکم اعلام آقای احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهوری نشدند آقای احمدی نژاد با
معرفی آقای مشایی به عنوان معاون اول ریاست جمهوری و با تقدیرفراوان از وی عملا عدم ارسال پیام تبریک از
سوی مراجع را پاسخی هتاکانه و شدید داد.
فرآیند فوق با تداوم بازداشت ها و حذف و قلع و قمع رسانه های منتسب به روشنفکری دینی از یک سو و تحریک
مراجع و دینداران سنتی با معرفی وزرای زن برای کابینه ادامه یافت. ( برگرفته ازاخبار موج سبز آزادی 3/6/88)
من کاری ندارم مشایی چه آدمیه چون قبلا نظرم رو راجع به اون دادم ولی آیا واقعا ا.ن برای تحریک علما و دادن

پاسخ شدید به عدم ارسال تبریک ریاست جمهوری ایشان ، این عمل را انجام دادند ؟
اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید .
آیا واقعا انتخاب وزیر زن کار خوبی نیست ؟ ....... آیا واقعا ا.ن برای تحریک مراجع چنین انتخابی داشته اند ؟ ..... اگر این کار از سوی جناب موسوی انجام میشد ، با به به و چه چه همراه نمی شد ؟ ...
واقعا اگر قرار است ایرادی گرفته شود ، درست باشد ....
باید قبول کنیم همه به نحوی دارند اشتباه می کنند ، اصول گرایان از یک سو با انجام این دادگاهها و ارعاب و زندانی نمودن و اعترافات این چنینی و اصلاح طلبان با این حرکات بچه گانه و غریق گونه ، اگر واقعا هر دو قصد خدمت به مردم را دارند باید دست از این قشون کشی ها بردارند و بیش از این مایه آزار مردم نشوند ، بنشینند و گفتگو کنند . اگر واقعا خیر خواه مردمند . که من عقیده دارم هیچکدام دلشان به حال مردم نمی سوزد و هر کدام سنگ قدرت خویش به سینه می زنند . جوانهای مردم را به گناه تحت تاثیر گرفتن و جو زدگی دو ماه در زندان نگاه داشته اید که چه ؟ ....... این همه زندانی ، این همه کشته ، این همه بیمار روانی تحویل جامعه داده اید بس نیست ؟ ...... چه کسی تاوان قدرت طلبی های شما را باید بدهد ؟ ...... جان جناب رمضان زاده و جلایی پور و حجاریان همان قدر ارزش دارد که جان جوان تحریک شده از اینان در بند برای خانواده اش ، تئوریسین هستند که باشند ، جان ، جان است .....
امروز ملاقات جوانی در بیمارستان رفتم که ماشینی ناشناس با او نصادف کرده و بعد از پرت کردنش از محل حادثه گریخته، آن هم در خیابان حافظ با این ترافیک ، یکی نکرد شماره ماشین را بگیرد ، یک نفر دنبال ماشین نرفت و این جوان که از 6 سالگی سایه پدر را بر سرندیده و توسط مادرش به سن 22 سالگی رسیده فقط خدا همراهش بود که فقط پایش از هر دواستخوان نازک نی و درشت نی شکسته !!! و باید هزینه میلیونی بیمارستان را بدهد .
برای این مادر رنج کشیده جان فرزندش مهم نیست ؟ !! ....... جان جان است ، انقدر دم از جان آقای حجاریان نزنید .... همه ی انهایی که در زندانند الان یکسانند ، که آنها که سردمدار بوده اند ، گناهشان بیشتر و آنها باید پاسخ بدهند و از خودشان دفاع کنند .....
خدا گلسرخی را بیامرزد ........ این دادگاهها فقط و فقط مرا یاد دادگاه گلسرخی می اندازد .....
یاد فرمایش امام حسین (ع) افتادم که می گویند :
88/6/3

دل مشغولی های من ....

سال تحصیلی معاونین از اول شهریور شروع میشه ......... امتحانات شهریور و تدارک مهر !!! .... امروز بعد از گرفتن امتحان وقتی توی دفتر می خواستم برم یکی از بچه های سال آخر رو دیدم که با آرایش کامل ! توی راهرو ایستاده بود ....... با خنده بهش گفتم این چه قیافه ایه ؟ ...... مگه ماه رمضون نیست ؟ ...... در جوابم البته اونم با خنده ی کامل گفت : « تازه بهم گفته بودن شما توی مدرسه هستین این شکلی اومدم ، هم مانتوم رو نپوشیدم و هم اون شالم رو سرم نکردم !! » و تازه این در موقعیتی بود که مانتوش کاملا تنگ و کوتاه و شالی هم تقریبا سرش نبود !!! ..... گفتم تازه به هوای من اینجوری اومدی من نبودم چه جوری می یومدی؟ !!! .........

این مسئله منو تو فکر برد ، یعنی من اشتباه کردم که ترس بچه ها از من باعث شده مثلا مراعات بکنن .... آیا این اشتباه منه یا نه ؟ ....... با دوستی در میون گذاشتم گفت : تازه این بهترین قسمت ماجراست لا اقل کمی پرهیز کاری یادش دادی ..... کمی حیا کرده ..... عمق فاجعه اش اونجاس که بیرونش با مدرسه اش یکی نیست ....... واقعا داریم به کجا میریم ؟ ........ دین گریزی بچه ها رو تا کجا باید تحمل کرد ؟ ...... چه بلایی داره سر این بچه ها میاد .... دوستم می گفت ما نسل اول انقلاب لا اقل مطالب رو دیدیم ، حس کردیم ولی اینا فقط شنیدن و اونم نه به طور کامل ، ما میدونیم برای چی انقلاب کردیم و هدفمون چی بود ، اینا نه میدونن و نه می خوان که بدونن ( یاد فیلم خاک آشنا افتادم که پسره به دایی اش جواب میده که نسل ما درو هم نمی خواد بکنه !! ) ...... وقتی یه چیزی براشون جالبه تا وقتی جذابیتش رو داشته باشه دنبالش هستن بعد مورد جدیدی پیدا میشه و قبلیه میره کنار ..........
بچه ها مون از همه چی تهی شدن ....... نه از دین میدونن و نه از فرهنگ شون ....... دوستی کامنت گذاشته بودن در باره اینکه توی طوس لیدری نبود که نقاشی های اونجا رو برای بچه هاش توضیح بده ....... کشور بلغارستان چیزی نداره به خاطر یه شهر ساحلی جلب توریست می کنه ..... بعد کشور ما که مهد تمدنه ، با این همه جای دیدنی ( که حتی خود ایرانی ها هم از دیدن خیلی هاشون بی بهره اند ) باید به خاطر نبود امکانات از در امد های توریستی بی بهره باشه .........
بگذریم از درد دین گریزی می گفتم ، منه معلم وقتی نتونم کاری بکنم که اثر گذار باشم بود و نبودم به چه دردی می خوره ؟ ........ خدا نگذره از اونایی که نخواستن توی این سی سال لااقل کمی از محتوای واقعی دینمون به این بچه ها شناسونده بشه ...... درس های دینی که فقط به حفظ یه سری اعمال و احادیثی بپردازه که برای بچه ها جذابیتی نداره ، معلومه که وقتی وارد دانشگاه شد درس اندیشه اسلامی براش زجر اورترین درس محسوب میشه ! .......
بالخره یه روز حساب کتابی هست ، ما که سعی کردیم در حد خودمون کارهایی بکنیم که بچه ها رو با امچه باز به نظر خودمون به اسلام شباهتی داشت آشنا بکنیم ، شاید ما هم بیراهه رفته باشیم و ما هم درست راهنمایی نکرده باشیم ولی خود خدا میدونه که نهایت تلاش رو داشتیم ...... کی جوابگوی این همه جدایی بچه ها از دینه ؟ !! ........ این همه علما و روحانیون زبده ، به چه درد می خورن ؟ ... حتما باید رفت پای منبرشون نشست و تلمذ کرد تا چیزی آموخت ؟ !!! ...... این همه از خلاقیت دم میزنن خودشون چرا بیکار نشستن ......
میگن توی ژاپن برای کارمندها یه برنامه رایانه ای اکشن درست کردن که بعد از اتمام کار می تونن از اون استفاده کنن و توی این بازی عکس رئیس هر کارمندی وجود داره ، کارمند با زدن رئیسش دق و دلی اش رو می تونه سر رئیس خالی کنه و تخلیه بشه .....
اگه یه همچین چیزی برای ایرانی ها درست می کردن دلت می خواست دق و دلی ات رو سر کی خالی کنی ؟ ...... اصلا میشه یه نفر رو مقصر دونست ؟ ....... میشه یه گروه رو مقصر دونست دیگری رو کنار گذاشت ؟
بحث زندانها به عنوان مسئله روز مطرحه ....... آیا واقعا در زمان روسای جمهور قبلی زندانها گل و بلبل بود ؟ ....... بدبختانه همکاری دارم که برادرش رو به جرم نا کرده ای ( به قول خواهرش ) به عنوان اوباش گرفتن و الان چند سالی است که در زندانه ....... وقتی از ملاقات بر می گرده کلافه است چون یا می گه کف پاش رو انقدر زده بودن که نمی تونست راه بره یا بهداری زندان بود و یا ....... آیا هر بار زدن زندانی حدیه که در اسلام مقرر شده ؟
انقدر براش پرونده سازی کردن که خانواده اش نمی تونن به هیچ طریقی از زندان خلاصش کنن . من با مجرم بودن و یا نبودنش کاری ندارم ولی زندانی انسان نیست ؟ ! ...... قراره این زندان براش محل تربیت باشه ، نه جایی که وقتی برگشت با کینه ی بیشترکارهایی که حتی بلد نبود رو انجام بده ، متاسفانه از زندانهای عادی خیلی چیزا شنیدم ، اسم دانشگاه رو برای زندانها گذاشتن چون اگه چیزی بلد نباشه اونجا یاد می گیره و خیلی چیزهای دیگه که به قول رهبر چیزهایی هست که باید گفته بشن و چیزهایی هم هست که نباید گفته بشن و این چیزها فکر می کنم باید گفته نشن که حیا در جامعه محفوظ بمونه ......
خدا فقط بخیر کنه ....... فقط باید برای ظهور امام زمان (عج ) دعا کرد ، که با اومدنش جامعه اسلامی رو بر پا کنه ........جامعه ای که ظلم نباشه ، محروم نباشه ، عشق باشه و امید .......... 2/6/88

کاش امام بود .......

امروز سومین جلسه دادگاه متهمین به اغتشاشات اخیر بود ........... نمیدونم خودشون از اینکه این بچه ها رو آورده بودن به عنوان عناصر مخرب محاکمه کردن خجالت نکشیدن ؟ !! .... بچه ای که می گه من توی اغتشاشات نبودم ، جایی رو آتش نزدم ، کوکتل مولوتوف درست کرده بودم، که کار نکرد !! ، اینو لزومی داره بیارین توی تلویزیون نشون مردم بدین ؟ !! .... شما که وزرات اطلاعاتتون انقدر قدره ، بره عناصر اصلی رو بگیره ، از توی شرکت رفتن و یه مرد جا افتاده رو پیدا کردن که یه لباس شخصی رو کتک زده و اونم بیاد جلوی تلویزیون و بگه من دچار جنون آنی شده بودم و جوگیر شده بودم و.....

بسه دیگه ، به این نمایش های مضحکتون خاتمه بدین ، می ترسین با بالاتری هاشون درگیر بشین دق و دلی تون رو سر این بیچاره ها خالی می کنین که درس عبرتی باشه برای بقیه که از این غلط ها نکن ؟!!! ........
یه خورده به عملکرد ها نگاه کنین ، این بچه ها دیگه باید به کی و به چی اعتماد داشته باشن ، یکی شون می گفت من از هر دو جناح سایت ها رو مطالعه می کردم ولی وقتی دیدم از سران ، کسی این تظاهرات رو نفی نکرده منم فکر کردم کارمون درسته ، ......
من هنوزم موندم این علما چرا هیچکدوم به جناب احمدی نژاد تبریک نگفتن ؟ .... حتی دفتر آیت ا...مکارم هم خبر تبریک رو کذب دونست و رد کرد ...این یعنی چی ؟ !!! ...... جدیدا هم شنیدم که نمایندگان ادواری مجلس در نامه ای به مجلس خبرگان می خوان عملکرد رهبری رو بررسی کنن !.......
اونجایی که می گم رهبری باید کمی شفاف تر نظر بدن اینجاست .در قسمتی از نامه اومده که :
« امام خمینی در کتاب ولایت فقیه درباب حکومت بروفق قانون می فرمایند "
"همه درامان قانونند , درپناه قانون اسلامند , مردم ومسلمانان در دائره مقررات شرعی آزادند ؛ یعنی بعد از آنکه طبق مقررات شرعی ؛عمل کردند کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو , این حرف ها در کار نیست , آزادی دارند وحکومت عدل اسلامی چنین است , مثل این حکومت ها نیست , که امنیت را از مردم سلب کرده اند ؛هرکس درخانه خود می لرزد که شاید الان بریزند وکاری انجام دهند , چنانچه در حکومت معاویه وحکومت های مانند آن امنیت را از مردم سلب نموده ومردم امان نداشتند , به تهمت یا صِرف احتمال می کشتند ..." این برداشت ملت بزرگ ما از امام ونظام اسلامی است . اینک باید پرسید که چه نسبتی بین این سخنان وآنچه این روزها در کشور می گذرد وجود دارد؟
با توجه به اینکه برخلاف بعضی نظام های سیاسی که رهبر را مبرای از مسؤلیت می دانند در نظام جمهوی اسلامی ایران نه تنها رهبر از مسؤلیت مبرا نیست بلکه طبق اصل 107 قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با سایر افراد کشور درمقابل قانون , رهبر همه مسؤلیت های ناشی از ولایت امررا برعهده دارند وبه موجب اصل 57 قانون اساسی قوای سه گانه کشور زیر نظر رهبر فعالیت می نمایند. پاسداری از قانون اساسی وحقوق مردم وتوجه به وظایف خبرگان رهبری از نکته هایی است که بیش از هرچیز وظیفه ومسؤلیت شمارا سنگین تر می نماید. »
ولایت پذیری تحت هر شرایط !!! ........ اولی الامر ، شامل هر کسی میشه ؟ ! ....... عقل باید کنار گذاشته بشه ؟ ! ........ حداقل نباید مردم درک صحیحی از آنچه که دارند علنا می بینند داشته باشند ؟ !!
مادران عزادار در پارک لاله جمع شدند اومدن و متفرقشون کردن ، این مادر عزاداره و نگذاشتین عزاداری بکنه ، باید داد بزنه یا نه ؟ ...... خدای من گواهه اگه همچین کاری با من کرده بودن از بس همه جا فریاد می کشیدم که مطمئنا منو هم به زندان فرستاده بودن یا در جا کشته بودن چنانکه با یک مادر کرمانشاهی که به تنش گل مالیده بود توی کرمانشاه چنین کردن ، جلوی دادگاهشون رفت و نشست و زار زد .حالا هم ازش خبری نیست !!! ........ خوش به حال مسئولی که بشنوه و دم نزنه توی این حکومت اسلامی !!! ......
اصلا معتقد نیستم جریان رو باید دید و به افراد توجهی نکرد ..... مگه این جریان رو غیر اینه که افرادش می سازن ؟ !! ....... هنوزم معتقدم دوگانگی هایی که در افراد دیده میشه و باعث میشه که ملت اعتمادشون از همه کس و همه چیز سلب بشه باید توسط رهبری شفاف اعلام بشه ....
اصلا موندم این همه دزدان کلان اقتصادی داریم که کرور کرور مال مردم رو بردن و خوردن و هیچ خبری ازشون در این رسانه نمی شه و اسمی هم برده نمی شه بعد چند تا بچه که به قول خودشون جو گیر شدن و همه هم می دونن این چند تا بچه کاره ای نیستن رو بیارن توی تلویزیون نشون بدن ؟ !! مگه جناب رئیس جمهور محبوب نفرموده بودن این دزدان اقتصادی رو معرفی می کنن ؟ !!! .پس چی شد ؟ اون موقع تمام شهامتشون رو از دست داده بودن ویا مصلحت نبود ؟ !!!..... سیاست پدر مادر نداره یعنی این .
دارن چکار می کنن ، گرچه این مردم بر می گردن سر زندگی شون ولی خانواده هایی هستن که الان یا عزادارن یا انقدر دلهره دارن که بالاخره سر این بچه که دو ماهه توی زندان و بی وکیل بوده چی میاد ؟ ....
هیچ کدوم از وکلا لایحه رو برای دفاع آخر از موکلشون تنظیم نکرده بودن ، خیلی هاشون هنوز ملاقاتی با موکلشون نداشتن !! ، اینا یعنی چی ؟ !!! ..... همه وکلا یک هفته وقت گرفتن برای تنظیم لایحه دفاع ، دو ماه بلاتکلیف وبه قول خود بچه ها دو ماهی که براشون خیلی ارزش داشت ( گرچه بیرون هم بودن کار دیگه ای غیر همون روزمرگی هاشون نداشتن !!!) ، نمیدونم دادگاه حجاریان کی شروع میشه ، بقیه ای رو که نگرفتن دارن تند تند نامه میدن و اعتراف می کنن که اگه منو گرفتن ............
چقدر همه چیز مسخره می گذره ، جای امام خالیه ، خیلی خالیه ....... کاش امام بود ........
25/5/88

این زمزمه های .....

آنهايي كه شما سياهي لشكرش هستيد امان ما را بريده اند. حتي نگذاشتند حرف خود را در جايي كه ملك هيچ كس نيست بزنيم. حتي يك صفحه وبلاگ را هم تحمل نمي كنند. تهديد ارعاب و ديگر هيچ. شما به كدامين قبله ايد؟ چرا اين زمزمه هاي شما مجال طرح دارند ولي ديگران يا بايد خفه شوند يا درو از اين ديار زبان بگشايند.

عجب حكايتي است!

اين ... كه شما افتخار حضور در زير سايه... را داريد آنقدر سعه صدر دارد كه گزمه هايش تا خلوت تريت خلوت ما را مونيتور مي كنند. عجب افتخاراتي داريد معلم ارجمند. ارزاني تان باد!

بر عهد خود باقي باش كه ما آتشمان تند است و كسي ما را تحمل نمي كند امروز حمله كنند يا فردا ... كسي نمي داند.

اي كسي كه پناه بي پناهان هستي به تو شكايت مي كنيم.

اميدوارم از اين پيروزي بزرگ و حذف وبلاگ خوشحال شوي . اين خودش ادخال سرور است! نيست؟

مدرس دانشگاه

سلام مدرس درد مند عزیز




سالی که نکوست از بهارش پیداست

سایت فراکسیون اقلیت مجلس خبر داد تنها 13عضو این فراکسیون در مراسم تحلیف حضور یافتند.به گزارش پارلمان نیوز از 70 نماینده عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در مراسم تحلیف، تنها 13 نفر شرکت کردند.عده‌ای از افراد حاضر از فراکسیون در این مراسم نیز با آغاز سخنان احمدی‌نژاد صحن علنی مجلس را ترک کردند.

نمی دانم با این شروع نا مناسب ، چه آینده ای پیش روست ..... کشته شدن جوانانی که خانواده هایشان برای تحویل جنازه شان ، پول داده اند ( درست مثل زمان شاه !) و بی اعتمادی مردم به رئیس جمهوری که فکر می کردند بر صراط رهبری است و اینک مشاهده می شود که هنوز مشایی در راس پست ایشان قرار دارد ..... مخالفت اصلاحطلبان و بعضی اصولگرایان حامی احمدی نژاد با ایشان بر سر اطاعت از رهبری که در باورشان نمی آید که آنچه آنها را ملزم به دادن رای به او نمود مطیع رهبر بودن و ولایی بودنش بود که اینک خلاف آن حرکت می کند .
به هر شکل مراسم تنفیذ و تحلیف انجام شد و شرعا و عرفا ایشان رئیس جمهور این کشور شدند علی رغم تمامی مخالفت هایی که بود و هست ..... اینک باید نظاره گر باشیم که ایشان چگونه به نمام آنچه در دوران انتخابات داعیه انجام ان را داشتند عمل می کنند ، اینک باید مراقب بود ، 4 سال پیش روست ، فقز بیداد می کند ، تورم باقی است ، بر خلاف صحبت ایشان در باره صعود بورس ، شاهد پایین امدن اکثریت سهام در بازار بورس می باشیم ..... دیروز دوستم در بازار بورس بود به غیر از شیر پگاه تمامی سهام ، به شدت پایین آمده بود ......
درآمدهای نفتی نسبت به مقدار پیش‌بینی شده در بودجه سال 1388 بالاتر رفته است، ولی متأسفانه با کسری بودجه بسیاری نیز روبه‌رو هستیم. از طرفی، دولت به دنبال راه‌های تأمین کسری بودجه است و زمزمه ارایه متمم بودجه به گوش می‌رسد. متمم بودجه و كاهش اعتبارات عمراني، شرایط رکود را تشدید خواهد کرد.(به نقل از تابناک ) با این همه ، در انتظاریم که نخبگان دست در دست دولت بدهند و در جهت رفاه مردم کوشش نمایند . هر چه بود باید کنار گذاشته شود ، عده ای کشته شدند ، عده ای خسارت مالی و جانی دیدند . انگ و تهمت به بعضی زده شد ولی همه ی اینها بهایی است که خود خواسته و باید پرداخت نماییم .ادامه ی آن جز به ضرر مردم چیز دیگری در بر نخواهد داشت . باید این دولت برادری اش را ثابت کند . در غیر این صورت بر عهده رهبری است که به اوضاع سامان دهد . اما اگر رهبر غیر از این انجام دهد عدالت و ولایتش زیر سوال رفته و به قول امام ، با وجود وشرط عدالت تا فقیه خواست دیکتاتوری بورزد خود به خود وبلافاصله ساقط می شود.( صحیفه نور ص 138)

امیدوارم که آقای احمدی نژاد در این 4 سال پیش رو ، آنچنان عمل کنند که جای هیچ شک و شبهه ای برای کسی باقی نماند ولی ،

سالی که نکوست از بهارش پیداست ! 14/5/88

دعا می کنم ...


امروز در ملاقاتی که با یکی از مدیران مناطق آموزش و پرورش شهر تهران داشتم نکته جدیدی شنیدم .... اینکه موسوی روند انتخابات را یکی از استراتژی هایش !!!! برای ریاست جمهوری می دانست .... چقدر داشتن هدف و تلاشی که برای رسیدن به آن می کنیم و همچنین انتخاب مسیری صحیح می تواند در زندگی فرد اثر گذار باشد .اگر به واقع چنین باشد وای بر مردمی که انتخابش کردند ....

خوشبختانه چون به عنوان رئیس منطقه پیشش نرفته بودم کمی فرصت پیدا کرد از جو ریاست فاصله بگیرد و به عنوان یک دوست ، صحبتهایی داشته باشیم . از سوالاتی که برایم مطرح بود گفتم و ایشان با توجه به برخورد هایی که با عوامل دولت دارند جواب هایی به سوالاتم دادند . جالب اینجاست که من می گویم رای این مردمی که می گویند ما که تا به حال رای نداده بودیم کو ؟ و همه جوابشان این است که این عده همین بودند !!! ...... با توجه به اینکه خودش یکی از روسای ستادی انتخابات بود و من هم تا حدودی با روند اجرایی ان آشنا بودم گفت مگر می شود تقلب در مقیاس میلیونی شده باشد ؟ !! ....... اگر روال همین باشد که بود ، نه ، اما مسئله این است اگر بخواهند تقلب کنند از طریق قانونی اش که انجام نمی دهند.... بررسی رای های شمرده شده در حوزه ها بسیار آسان و قابل کنترل است چون 4 نسخه از هر برگه ای که توسط رئیس حوزه نوشته می شود به 4 نفر داده می شود ، با مقایسه امار تک تک نفرات و امار نهایی داده شده از هر صندوق کاملا می شود به صحت انتخابات پی برد ...... چرا چنین نمی کنند ؟ !!! ..... تقلب هم آسان است چون هیچ ستادی رای حوزه ها را از اول نمی شمرد !!! و به همان رای های داده شده از حوزه ها اکتفا می کنند ..... راه برای تقلب کردن و نکردن باز است ... را ه کنترل هم آسان است ......
از سفر های استانی اش گفت ، از تغییر وزیرانش که آن را یکی از نقاط قوت ایشان می دانستند و این دقیقا عکس نظر من است ..... تازه آنچه از وزرایش باقی گذاشته هم قابل تعویضند ! این یک« شهامت» نابخردانه بیش نیست ....... دیگر نمی خواهم بحثی از انتخابات داشته باشم ........بیفایده است از چیزی صحبت شود که دیگر جایش گذشته ... خود خدا هم در مورد شک در نماز ، جایی که محل ان گذشته می گوید فکرت را رها کن و به بقیه نماز بپرداز که لا اقل آن مقدمه فدای بقیه نماز نشود ......
دعا می کنم این 4 سال که شروعش با سرنگونی هواپیمای کاسپین آغاز شد پایانی خوش داشته باشد !!! ..... دعا می کنم 4 سال بعد زندانهایمان خالی و مساجدمان پر باشد ..... دعا می کنم 4 سال آینده جوانانمان خوشحال و دارای برنامه باشند ، دعا می کنم اقتصادمان انچنان باشد که بعضی ها سوار ماشین 200 میلیونی نباشند و عده ای در حسرت یک لقمه نان .دعا می کنم 4 سال بعد آن طور که شعار می داد کمی از عدالت را بتواند پیاده کند تا حق ضایع شده از این مردم بازگردانده شود .....دعا می کنم نگویند حقوق معلمین را افزایش دادیم و وقتی بعد از انتخابات می شود دقیقا از حقوق قبل از انتخابات ، کمتر شده باشد !!!! ... دعا می کنم عوامفریبی هایش را فراموش کند و یادش باشد برای خدمت آمده بود نه قدرت ! ... دعا می کنم دعای مردم پشت سرش باشد که عزت ایران و ایرانی به نماینده مملکتش بر می گردد ، دعا می کنم خدا به ما صبری انقلابی بدهد که اختلاف یک رای کمتر یا بیشتر!! رابرای حفظ تمامیت ایران بپذیریم و سکوت کنیم تا کشور رو به نابودی نرود ، دعا می کنم خدا به رجال ما امانتداری ، دیانت ، سیاست منهای دروغ ، خضوع و خشوع در برابر مردمی که به انها اعتماد کرده یا مجبور به اطاعت شده اند عنایت بفرماید ، از خدا می خواهم دل مردمم را چون شبهای قبل انتخابات شاد و بر لبهای آن گل خنده بنشاند و نیز از خداوند برای جوانان وطنم عشق به معبود ، شورانتظار، عافیت ، سعه ی صبر ، هوشیاری و درایت خواهانم ........ 25/4/88

با نام و یاد علی (ع)

شب تاریک و بیم موج و گـــــردابی چنین حائل
کـجا دانند ، کجا دانند حال ما سبکباران سـاحلها
در ابتدا تشکر می کنم از آشنای ناشناسی که دل در گرو دین و حکومت دینی اش دارد و از لحن نامه پیداست که خیل عظیمی از مردمش را نه از سر آگاهی ، بلکه فریب خورده دشمن می بیند و انها را با سپاه شمر و عمرو عاص یکی کرده و جزء مارقینشان می خواند !!!
فهمیدیم که لابد در این دوران ، شورای نگهبان همان حکمیت زمان علی است ، همان که 4 نفر را انتخاب کردند و بعد با دست خود حکمیت را بر علی تحمیل کردند !!!
شب ولایت علی (ع) است ، چه شبی بهتر از این شب که از علی بگوییم . پس از علی با زبان علی ( شریعتی ) می گویم :
" زندگی علی « زندگی یک انسان » نیست ، اساسا « زندگی انسان » است . یک تاریخ است ، همه چیز در آن می یابی ، زیباترین چیزها و زشت ترین چیزها ، همه جور عشقها ، همه جور کینه ها ، همه جور عظمتها ، همه جور حقارتها ، همه جور خدمتها و همه جور خیانتها ، همه جور رنجهای ادمی ، همه جور رنگها و بازیها و حیله ها و آدمها و دوستیها و دشمنی ها ......"
" علی مظهر حق است و حقیقت ، در تاریخ بیش از سه جبهه جنگ ندارد . قاسطین : قدرتهای آشکار ضد مردم ، ناکثین : عناصر دوست اما خیانتکار و مارقین ، متعصبان قربانی جهل و بازیچه ی بی گناه جور ! "
و می دانیم که نه قاسطین و نه ناکثین نتوانستند علی را شکست بدهند و در جریان حکمیت این مارقین بودند که علی را در چند قدمی پیروزی شکست دادند .( و الان این من و 20 نفری چون منند که خونشان مباح است چرا که با رای خود قرار بود مانع از خلافت علی شوند ؟ !!! و چه تفاوت می کند این خون خون که باشد که بر زمین میریزد !).
بد نیست مقایسه ای داشته باشیم به حکومت علی و رهبری اش و انچه می خواهیم به عنوان حکومت عدل علی بعد از سی سال بسازیم .
می دانیم انقلاب که یک تغییر زیربنایی است ، با حضوری اکثریتی ، تحت رهبری فردی که نه از طریق انتصاب بلکه به علت داشتن عقیده ای خاص مورد قبول مردم است و همه به او اعتقاد قلبی دارند ، آغاز می گردد و پس از پیروزی انقلاب رهبر، بسته به جامعه مورد نظر، رهبریا زمامدار و یا هر دو می تواند باشد . رهبریت پس از انقلاب اسلامی ما با امام خمینی آغاز گشت( بی زمامداری) و طبق اصل پنجم قانون اساسی ، « در زمان غیبت ولی عصر (عج) در جمهوری اسلامی ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی ، آگاه به زمان ، شجاع ، مدیر و مدبر است که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند .»
همچنین می دانیم که امام به ولایت مطلقه فقیه معتقدند که یکی ازخصوصیات آن این است که " حکومت می تواند با توجه به عدم تقید به احکام فرعیه الهیه اولیه و ثانویه ، قرار دادهای شرعی را که خود با مردم بسته است در موقعی که آن قرار دادها مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یک جانبه لغو نماید و این از اختیارات حکومت است . اوامر ولی فقیه در حکم قانون است و در صورت تعارض ظاهری با قانون بر قانون مقدم است ." ( بر گرفته از صحیفه نور )
با توجه به این خصوصیت رهبر که باید شجاع باشند و (همانطورکه در نامه تان از امام نوشته اید ، که ایشان با همه صریح بودند ) بتواند با صراحت مطالب را بیان کنند ، جای تعجب است که ، ایشان معرفی شخصیتی را که مردم سالها پشت سرش در راهپیمایی های روز قدس و نماز های جمعه ، نماز می خواندند تا به اینجا به تعویق اندازند ؟ !! ( گرچه من خودم پشت سر ایشان نماز نمی خواندم ) .چرا در زمان خاتمی که ستادهای انتخاباتی ایشان کارناوال به راه می انداختند و برای زدن عکس شان به ماشینها کرور کرور پول خرج میکردند خبری از این حرفها نبود ؟
اگر مصلحت است که شخصی به عنوان رییس جمهور مملکت بر سر کار باشد و از نظر بازتاب جهانی صلاح بر این نبود که انتخاباتی بر پا نشود ، ولی ایشان راس کار باشند ، چرا از همان ولایت مطلقه شان استفاده نکردند و این مردم را با این بی عدالتی روبرو ساختند ؟ .... کاش اشکال بر سر یکی دو میلیون رای بود ، کاش با همین مقادیر مسئله را به پایان می رساندند و نمی خواستند وجهه سایر کاندیداها را پایین بیاورند ( که اگر صالح نبودند چرا انتخاب شدند !) و به نوعی پوزه شان را به خاک بمالند ، که باعث شود صدای این مردم در آید ، البته اگر آنان را از مردم بدانیم !!!
امام خمینی می فرمایند :
حکومت در نظر مجتهد واقعی ، فلسفه عملی تمامی فقه در تمام زوایای زندگی بشریت است . حکومت نشاندهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است . فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است .
از نظر امام دیکتاتوری در نظام مبتنی بر ولایت فقیه راه ندارد زیرا با وجود و شرط عدالت ، تا فقیه خواست دیکتاتوری بورزد خود به خود و بلافاصله ساقط می شود .
مقام معظم رهبری فرمودند : " دینداری مردم بر عهده ی روحانیت است ." خدا راشکر که فهمیدیم وظیفه روحانیت و پیروان آنها همیشه پس از وقوع واقعه آغاز می شود !!
ایا این مرام شماست که عهدی ببیندید و آن رابشکنید تا خدا بعدا چه خواهد ؟ اینگونه باید از انقلاب مراقبت کرد ؟ !!! .....اینگونه به ترویج انقلاب پرداخته اید ، اینگونه جوانان را هدایت کرده اید ، اینگونه موجبات آسایش مردم را فراهم نموده اید ، اینگونه از فقر و فحشا خبری نیست ، این همه نارضایتی را در اطرافتان ، بی هیچ توجیهی ، نمی بینید ؟ ...... لابد مردم توان شنیدن بسیاری از حقایق را ندارند و شما چون عادت کرده اید که قیم مردم باشید و به جای همه ی مردم تصمیم بگیرید ( البته چون به آنان عشق می ورزید !!) ، همه ی سختی ها را یک تنه بر دوش خود حمل کنید و مردم ناراضی هستند که باشند ، اشکالی ندارد ؟!!! ..... خداوند می فرماید: " به عهد خود وفا کنید که از عهد سوال می شود " !!!! ...... همه ی سیاستمداران مورد علاقه شما این چنین برعهد خود استوارند ؟ .... اگر عدالت در انتخابات رعایت شده ، نشان دهند . من به عنوان یک معاون مدرسه می دانم که در پایان امتحانات ترم آخر 5 درصد اوراق توسط معاونین بازشماری می شود و اگر تنها یک برگه از نظر شمارش اشکال داشت باید تمامی اوراق توسط دبیر مربوطه بازشماری شود ، چگونه است که 10 درصد صندوقها شمارش می شوند و خودشان اعلام می کنند 3 میلیون اشتباه شده و دیگر بقیه کار را می گذارند اگر شکایتی از طرف کاندیداها صورت گرفت ، اعمال شود ؟ ! این عادلانه است ؟
خوب درست است که از نظر وجهه جهانی در خطر می افتیم ولی از اول چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟ !
جالب است بدانید که قبل از انتخابات در هیچ جلسه داغی به طرفداری هیچ کاندیدایی شرکت نداشتم و هیچ کدام را برتر از دیگری نمی دانستم و بر هر کدام ایرادی سنگین وارد می کردم که شرایط انتخاب را بر من سخت می کرد ، و متعجب بودم از قحط الرجالی این مملکت ! .... شب قبل از انتخابات فقط شاکر خدا بودم از این مردمی که در شادی بسیار، با شعوری کم نظیر از کاندید مورد علاقه شان طرفداری می کنند و گرچه اکثریت نیز می دانستند که نتیجه چه خواهد شد فقط جهت خالی کردن این همه فشاری که بر سرشان است دمی را غنیمت شمرده و از حال زمانه اصلی خویش غافل شده بودند ......
اینکه این مسئله کودتای از پیش تعیین شده ای بود را فقط کسانی می توانند حدس بزنند که در راس امورند چون مردم عامی چون من ، تنها انچه را می بینند باور دارند ، مانند تمامی قولها ، حرفها و اظهارمحبت هایی که می شود و فقط ظاهر انچه بیان می شود پیداست و آنچه ناپیداست در نهاد انسانهاست که از طریق نشانه ها باید فهمید و شناخت ......اگر نشانه ای باشد و بگذارند ....
تنها می دانم که پس از اعلام رای ، مردم بر آشفتند ، چرا که حضور این چنینی ، نه به خاطر علاقه مفرط به فرد مورد نظر شما بود که هم شما در میان مردمید و هم من ، این جمعیت چرا در 4 سال گذشته چنین پررنگ در انتخابات حضور نداشتند ؟ ! .... آیا مردمی که معترض بودند و در انتخابات شرکت نمی کردند اکنون عاشق صحبتهای رئیس جمهورمحبوشان شده بودند که به ایشان با اختلاف 5 میلیون بیشتر از 4 سال قبل ، رای دادند ؟ آیا چون من و من هایی که 4 سال قبل با تمام وجود به ایشان اعتقاد داشتیم و رای داده بودیم و اکنون حتی قرار به شرکت در انتخابات نداشتیم چرا شرکت کردیم ؟ !!! ...... اگر اطراف شما نیستند چنین کسانی من بسیاری از ایشان را می شناسم ... منکر این نیستم که ایشان هنوز طرفدارانی دارد ، منکر خیلی از صفات پسندیده ایشان هم نیستم اما شما اصلا مسئله انتخابات را مطرح نمی کنید ، در صورتیکه این مردم مسئله شان فقط همین بود ....نه اغتشاشگرند و نه اهل بر هم زدن امنیت ملی و نه مخالف نظام ........
برای من و چون منی که افق دیدمان حتما نه به اندازه ی شماست !! ، اینها چراهایی است که پاسخ داده نشده مانده اند ، چون بسیاری از چرا های دیگر ، انگار مصلحت همیشه در این است که با سکوت ، مسئله را حل کنند !!!! .... تا بعد که فشارها برداشته شود و این فشارها کی برداشته می شود خدا می داند ! همیشه مصلحت این است ........
برای چون منی نظام جمهوری اسلامی مقدس ترین چیز هاست چرا که هر هفته به دیدار شهدایی می روم که همه چیز خود را برای ساختن و نگه داشتن چنین نظامی داده اند ......
خداوند در این شب عزیز توفیق دهد شیعه ی علی باشیم که هر که شیعه ی اوست تنهایی او را ، رنجهای او را ، انتظار اورا و سکوت او را می پذیرد .
فاصبر ان وعدالله حق ولا یستخفنک الذین لا یوقنون .
بعد از حکمیت ، ( پس از دادن رای) علی رای مردم را پذیرفت خوارج اعتراض کردند که تو چرا پذیرفتی باید توبه کنی و تو کافری .... در حین نماز در مسجد فحشش دادند ، دسته بر علیه اش تشکیل دادند ، هنگام خواندن نماز با آوردن آیه قرآن ، نمازش را به تاخیر می انداختند و علی همه را با سکوتش می پذیرد تا در جایش جواب دهد . این احترام علی است به رای همین مردم جاهل و نادان .
چگونه است که علی پس از حکومتش به اینها که بر علیه اش شعار دادند ، مسخره اش کردند ، کافر شمردندش ، یک نفر را نامسلمان ننامید ، یک نفر را از بیت المال محروم نکرد ، هیچ کدام را دستگیر نکرد ، که ، این است آزادی و این است حقوق بشر .......
بدانید پس از اعلام رهبر در نماز جمعه من هیچ صحبتی در مدرسه نکردم ( ولی قبل از ان به شمارش ارا واقعا اعتراض داشتم )، از اداره به مدیرمان زنگ زدند و اخطار دادند که فلانی در مدرسه « تخریب دولت » !!! می کند ...... گفتم بگویید آدرس وبلاگم را که دارند آن را هم بخوانند تا به یقین برسند !!...
نمیدانم با کسانی که به جرم تجمع بیصدا روانه اوین شدند روبرو شده اید ، بیگناه و باگناه را چنان با کابل زده اند که آثارش پس از 13 روز هنوز باقی است !!! به چه جرمی ؟ فقط می خواستند بدانند رای شان کو ؟ !!! ما که شیعه ی علی هستیم اینگونه مواهب بر سر آنانی که رای شان با ما یکی نیست نثار می کنیم ؟
علی سکوت می کند ، تحمل می کند و خوارج را از شمار مسلمانان خارج نمی کند تا خطرشان جدی می شود و جنگ نهروان پیش می آید وقتی علی خوارج را می کشد عده ای فرار می کنند امام اعلام می کند دیگر خوارج را تعقیب نکنید ، آزار ندهید و از خدا بخواهید که آگاهشان کند ، که این است معنای آزادی وآزادگی و عدالت .............
بسم الله الرحمن الرحیم قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس من شرالوسواس الخناس ، الذی یوسوس فی صدور الناس ، من الجنه والناس .
والسلام نوشته شده در شب ولادت امام علی (ع) 15/4/88

کاش تنها نبودیم

بالاخره پس از اعلام نتایج ! ، صحت انتخابات هم تایید شد !!! ..... خدا را شکر که هیچ تقلبی به جز همان چند میلیون اشتباه از ده درصد بررسی شده صورت نگرفته بود !!! ....... خدا را شکر که طرفدار هیچ کاندیدایی نبودم چون فقط همین که متوجه شدم به این سرعت نتایج اعلام شده ، با توجه به اینکه خودم در کادر اجرایی انتخابات بودم وبا مراحل آن آشنایی دارم ، حس خوبی نداشتم پس عاقلانه این است که ، به این مردم که می گویند رای من کو ؟ نشان داد رای شان کو؟ !! و این جواب را با گلوله نمی دهند !!! ....


تفاوت جامعه شهری و روستایی را در کتابهای جغرافیا خوانده ایم ، از نوع تفکر مردم پیرامونمان و آنهایی که کمی دورترند نیز آگاهیم گرچه همه ی مردم همین نمی شوند !، اما چگونه باید برای شرکت حداکثری مردم برای نشان دادن به جهان که همه ی مردم ایران یکپارچه اند ، چنین گستاخانه به خود اجازه بدهیم احساسات مردم به بازی گرفته شود و یا به نوعی سوء استفاده شود ؟ !!! چرا که خیلی ها چون سالهای گذشته در انتخابات شرکت نمی کردند و همین چند میلیون رای بدست امده برای عالیجناب سبز پوش نیز از دست می رفت !!!
آیا اگر این قائله مناظره به پا نشده بود ، اگر حرف ازکسانی برده نشده بود که مردم به خودش و فرزندانش اعتمادی ندارند ، اگر در جایی که باید ، حرفها زده می شد و نه در مناظره ، که گفتگو بین نظرات دو فرد است ، صحبت ازx وy به میان نیامده بود ، با این فیلم های مستند میشد نظر مردم را عوض کرد ؟ !!!
در ماشین پراید بنشینی و دم از رعایت قانون بزنی و عبور نکردن از خط ویژه !!! حتی زمان مرگ پدر ؟ !! لا اله الا الله ، چقدر عدالت علی ؟ ! ، شلوار ورزشی بپوشی و بگویی مردم من هم مثل شما ساده زیستی می کنم و چون شمایم و میان شما؟ ، کاش عوض این گرو کشی ها اماری صحیح نشان مردم می داد یا از آمارش آنچنان دفاع می کرد که نیازی نباشد امثال آقایانی که 20 سال از انقلاب دور بودند و آقایانی که مردم از ثروت انباشته شان مطلع اند بیایند و فکر مردم را عوض کنند ، کاش می پذیرفت نقطه ضعف هایی دارد و می تواند انها را اصلاح کند ، کاش یادش بود 4 سال قبل چه گفته بود ، کاش به جرم حرکت اعتراض امیز مردم ، آنها را خس و خاشاک نمی نامید ، کاش با این قشون کشی اش مردان اهنین جومونگ را یاد اور نمی شد ، کاش سفر استانی نمی کرد ولی چون امام از مرکز، قدرت را به دست می گرفت و نظارت بر حداقل مدیرانش داشت تا تمامی کابینه اش را عوض نکند ، کاش پیرو خمینی بود ، نه پیرو قدرت ، کاش پیرو شهید بهشتی بود که می گفت : «ما تشنگان خدمتیم نه شیفتگان قدرت » کاش مردمی بودنش را ادامه می داد.
هیچ کس منکر زحماتش در انرژی هسته ای نیست که در زمان خاتمی مصالحه ی روحانی با آژانس کاملا مشخص بود ، کسی منکر اقتدارش در برخورد با آمریکا نیست که ما رابطه ای با امریکا نداریم و همچنان می گوییم امریکا هیچ غلطی نمی کند ، اما ای کاش در برابر شاید حداقل مردمش !!! همان خس و خاشاک اینچنین نمی ایستاد و می دانست که انها هم مردم ایرانند و ایرانی .........
کاش از جومونگ ، که اکنون برتر از هزارقهرمان داستانهای ایرانی ماست !!!! و وارد شده توسط همین مدیران ، یاد می گرفت که چگونه مردم چوسان قدیم را کنار هم جمع کند و نخواهد خون حتی یک نفر از قبایل هم بریزد ، که آنها هم هموطنند نه اینکه جواب گفتگو را با گلوله بدهد ، نه اینکه با این کارش اجازه دهد دشمن از هر قشر و هر طایفه و هر ملتی که هست سوء استفاده بکند .... حضرت علی (ع) می فرمایند : اگر دروغ را از سیاست جدا می کردند من سیاست مدار ترین مردم بودم .
کاش دین را از سیاستمان جدا نمی کردند ..............کاش سیاست نمی کردند ....... نتیجه تنها بی اعتمادی مردم شد ..... شاید 4 سال دیگر با ترفندی دیگر باز مردم به صحنه کشیده شوند کسی چه می داند ؟!!!............که این سیاست باعث جدایی خیلی ها شد و می شود ........
من پیرو ولی فقیهم ، امام بودم و هستم ...... ولایت فقیه خصوصیاتی دارد که یکی از انها عدالت است .... کاش رهنمود ها رهبر گونه بود ، کاش صحبت ها چون امام آنچنان شفاف بود که چون منی کج اندیش را نیز رهنما بود ، کاش اگر خطایی دیده بودند بر صلاحیت ها از همان نخست اعلام کرده بودند ، کاش و کاش و کاش هزاران سوال بی جواب من و مردمی چون من بی جواب نمی ماند ، مردمی چون من که بی اعتماد شده بودند و قصد شرکت در انتخابات را نداشتند !!!
پیرو ولی فقیه بودن سر سپردن است ، ولی فقیهی که محبتش در اعماق قلبها نفوذ کرده و کلامش چون نفسی تازه در کالبد بی جانی بدمد ، ولی فقیهی که اقتدارش دیدنی و ملموس باشد ، که من همچنان پیرو ولی فقییهی هستم که فرمان جهادش همه را به دادن جان کشاند ، هنوز هم مردم پیرو ولی فقیهند باید قدر مردم را دانست ، به رای شان احترام گذاشت و آنچه صحیح است نشانشان داد ......
و در پایان حیف ..... براستی حیف که تنهاییم ، کاش کسی می آمد و از تنهایی نجاتمان می داد ، کاش دادگری می آمد تا معنای عدالت را نشانمان می داد ، کاش منجی می امد تا بفهمیم این دنیا با وجود انسانها و تمامی مخلوقاتش صحنه ی عظمت و اقتدار خداوندی است تا باشد روزی فرا رسد که هر کس بداند به جرم کدامین گناه رانده شد و به جرم کدامین عمل مستوجب عذاب گردید و کاش تنها از خدا نشویم .............10/4/88